Skip to content

رويش ناگزير جوانه …

29/03/2010

گيرم که در باورتان به خاک نشسته ام!
و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاي‌تان زخم‌دار است
با ريشه چه مي‌کنيد؟
گيرم که بر سر اين باغ بنشسته در کمين پرنده‌ايد
پرواز را علامت ممنوع ميزنيد
با جوجه هاي نشسته در آشيان چه مي کنيد؟
گيرم که مي‌کشيد
گيرم که مي‌بريد
گيرم که مي‌زنيد
با رويش ناگزير جوانه چه مي‌کنيد؟
خسرو گلسرخی
http://leisuremind10.wordpress.com/

دولت دروغ درپی وارد کردن دروغ به دین|جعل حدیث برای کاروانهای مناطق عملیاتی جنوب

29/03/2010

پارلمان نیوز

چندی پیش سایت های خبری به نقل از ویژه‌نامه امتداد ـ ویژه راهیان نور ـ از جعل حدیثی برای خرمشهر پرده برداشتند که بازتاب رسانه‌ای بسیاری داشت و نوید عدم تکرار این مسئله را می‌داد اما گزارش‌های دریافتی خبرنگار ما حاکی از آن است که متاسفانه برخی راویان کاروا‌ن‌های زیارتی راهیان نور همچنان بر ذکر این حدیث اصرار دارند.

به گزارش تابناک، این حدیث جعلی که برای زائران مناطق عملیاتی غرب و جنوب قرائت می‌شود می‌گوید: طبق برخی اسناد تاریخی، وقتی حضرت رضا(ع) به شلمچه رسیدند، تأمل كردند و فرمودند: «روزگاری بهترین پیروان ما در این سرزمین ماوا می‌گیرند.» كاروان امام(ع) از شلمچه عبور كرد، شهرها و منزلگاه‌های بسیاری را پشت سر گذاشت تا سرانجام به خراسان رسید…»

این در حالی است که طبق نقشه ارائه‌شده از سوی آستان قدس رضوی، در مدخل ورودی آن امام همام به ایران هیچ نقطه‌ای به نام خرمشهر وجود ندارد.

در مورد انتساب این حدیث نیز یافته‌های فراوانی وجود دارد که «تابناک» برخی از آنها را به نقل از ویژه نامه امتداد ذکر می‌کند:

حجت‌الاسلام محمدصادقی با اشاره به برخی ریشه های ادامه یافتن انتشار حدیث شلمچه، برخی از مسئولان راهیان نور و برخی از مداحان كم سواد را عامل آن بر شمرده و گفت: «بنده شخصاً به برخی از این مسئولان نسبت به غیرواقعی و بی سند بودن این حدیث تذكر داده‌ام ولی باز هم شاهدیم كه در رسانه‌ها و تلویزیون این حدیث را برای مردم می‌گویند و به دنبال ساختن مستند تلویزیونی برای آن هستند.» اصلا چنین چیزی نیست…

حجت‌الاسلام جواد محدثی نیز می‌گوید: «چنین مطلبی را بنده اكنون می‌شنوم و اصلاً چنین چیزی مطرح نبود. البته می‌شود تحقیقات بیشتری نمود. »

سردار محمد فرهادی نیز با اظهار تأسف از گسترش چنین مطالبی بر جلوگیری و برخورد با تحریفات تاریخ دفاع مقدس تأكید و خاطرنشان كرد: «بنده در کل دوران جنگ هیچ چیز مستند و محكمی در این‌باره نشنیدم.»

سردار ابراهیم جباری، فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) می‌گوید: «در زمان جنگ به هیچ وجه چنین حدیثی مطرح نشد و چنین مطلبی پس از جنگ گفته شده و می‌شود که در صورت نادرست بودن آن حتماً باید به راویان و كاروان‌ها تذكر داده شود تا از گفتن چنین مطالبی بپرهیزند.»

گل‌علی بابایی، از محققان و نویسندگان فعال دفاع مقدس با اظهار تأسف از بیان مطالب كم‌ارزش و غیر واقعی و تأكید بر بیان حقیقت‌ها و ناگفته‌های ارزشمند حقیقی حادثه جنگ می‌گوید: «چنین حدیثی در زمان جنگ اصلاً مطرح نبود. فقط جاده‌ای در شلمچه وجود داشت كه به نام امام رضا(ع) نامگذاری شده بود. متأسفانه این روزها نظیر چنین مطالب كم‌ارزش و غیرواقعی، بسیار گفته می‌شود. مگر برای عظمت شهدا، كمبود حقایق ارزشمند داریم كه برخی به این مطالب متوسل می‌شوند!؟»

سرهنگ مهدی طاهری، از پیش‌كسوتان جنگ در این باره با توضیح كامل‌تری تأكید می‌كند: «اینكه امام رضا(ع) از منطقه شلمچه عبور كرده باشد یا نه؟ پس از عملیات كربلای چهار آن هم به صورت خیلی محدود در بین تعداد ‌اندكی از مسئولان و فرماندهان مطرح شد. با اینكه قبل از آن جاده خرمشهر به شلمچه كه انتهای آن به سه‌راهی منتهی می‌شد به نام امام رضا(ع) نامگذاری شده بود. آن موقع زمزمه‌ای مطرح شد كه امام رضا(ع) شاید از این مسیر عبور كرده باشند. ولی اصلاً چنین حدیثی گفته نمی‌شد. این در حالی بود كه در آن ایام دو دیدگاه برای نامگذاری جاده و سه‌راهی به نام امام رضا(ع) وجود داشت. اول حدس و گمانی بود مبنی بر عبور امام هشتم(ع) از شلمچه كه دیدگاه غالب بود، ولی با این حال در بین افراد محدود مطرح شده و اصلاً در بین رزمندگان فراگیر نبود. دیدگاه دوم نیز این بود كه به علت استقرار تیپ 21 امام رضا(ع) از خراسان در آن منطقه، این نامگذاری انجام گرفته است.»

حجت‌الاسلام حسین جوشقانی، یكی از مسئولان مؤسسه سیره شهداء می‌گوید: «محققان و پژوهشگران این مؤسسه پس از شنیدن این حدیث و برخی روایات حاشیه‌ای آن، پس از مدت‌ها تحقیق و بررسی به سند و مدرك معتبری در این زمینه نرسیدند و متوجه شدند اصلاً چنین روایتی وجود ندارد.» وی با اشاره به انتشار برخی روایات غیر واقعی در میان زائران مناطق جنگی در سال‌های گذشته و غفلت و بی‌توجهی برخی راویان در این زمینه یادآور شد: «به همه راویان جنگ تذكر جدی داده شده تا از گفتن این حدیث بپرهیزند و هیچ یك از اعضای این مؤسسه چنین مطلبی را بیان نمی‌كنند. علاوه بر اینكه همه افراد باید در روایتگری و بیان مطالب آن هم از سوی امامان معصوم(ع)، كاملاً مراقب باشند.»

حجت‌الاسلام حائری، از کارشناسان دارالحدیث قم نیز با اشاره به طرح این پرسش از پانزده سال پیش تا كنون می‌گوید: «یك تیم مستقل تحقیقاتی متشكل از متخصصان علوم حدیث در این مؤسسه در پی یافتن سند و مدرك حضور امام هشتم(ع) در شلمچه و همچنین حدیث منسوب به ایشان درباره شلمچه و شهدای آن، تمامی كتاب‌های جدید و قدیم از شیعه و سنی را بررسی و مطالعه نمودند، اما هیچ نشانه‌ای حتی به‌اندازه یك جمله یا یك كلمه هم یافت نشد. اگر چه ادعا نمی‌كنیم كه اصلاً نیست، اما با بررسی‌های فراوان هیچ سندی برای آن پیدا نشد و بهتر است مدعیان طرح این حدیث، منابع و اسناد خود را ارائه نمایند.»

معلوم نیست با وجود تذکر مسئولان و انتشار جعلی بودن این حدیث، برخی راویان کاروان‌های راهیان نور با چه انگیزه و هدفی این حدیث را برای مردم و جوانان جعل و روایت می‌کنند؟ این تقدس‌زایی بی‌مبنا در حالی اتفاق می‌افتد که امیدواریم در سال 89 که با نام «همت مظاعف و کار مضاعف» مزین شده، مسئولان امر ضمن برخورد جدی با این خرافه‌گرایی و انحرافات سلیقه‌ای و مذهب‌گونه، در امر آبادانی خرمشهر عزیز و برخی مناطق همسایه با مناطق عملیاتی همت مضاعفی بگمارند و مشکلات وحشتناک ساکنان این مناطق را برطرف کنند.

پیام نوروزى رئیس‌جمهور خاتمی در سال 84

29/03/2010

بسم الله الرحمن الرحیم

نوروز دل انگیز و آغاز بهار را به هر ایرانى در هر كجا كه هست به همه دل بستگان به فرهنگ و ادب فاخر پارسى و به كسانى كه نوروز را گرامى مى دارند تبریك عرض مى كنم و در این روز آغاز بهار یاد شهیدان عزیز و آنان كه جان خود را سخاوتمندانه براى انقلاب، براى تمامیت میهن و براى عزت ملت پرداختند گرامى مى دارم و درود مى فرستم به روان امام كه راه نو تاریخ را به مردم ما نشان داد. این هشتمین و آخرین نوروزى است كه به عنوان رییس جمهور با شما سخن مى گویم، گرچه وداعى در بین نیست، بلكه آغاز سلام است. اما، ما و شما در این هشت سال، دوران پرفراز و نشیبى را پشت سر گذاشتیم.

ناكامى ها، رنجها و نارسایى ها را از یك سو كامیابى ها، موفقیت ها و شادى ها را از سویى دیگر تجربه كردیم. اما معتقدم بزرگترین دستاورد این دوران كه به یك معنا خود این دوران نیز مخلوق آن امر بزرگ بود، شفافیت خواست تاریخى ملت و تبدیل آن به گفتمان غالب بود. انقلاب اسلامى ما اوج تجلى این خواست یعنى آزادى، استقلال و پیشرفت از منظر و بر پایگاه اسلام بود. و امروز نه تنها براى ملت ما این خواست مشخص و روشن است، كه ما همراهى و همگامى همه مسوولان و نخبگان دست كم در مقام بیان را مى بینیم و این دستاورد كوچكى نیست گر چه تحقق این خواست بزرگ تاریخى، تحقق كامل آن نیاز به صبورى و صبر و پایمردى دارد. ما كمبودهاى فراوانى داشتیم، اما دستاوردها نیز كم نبوده است. در این سالها شاهد پیشرفتهاى شگفت انگیز علمى، پژوهشى و آموزشى نسبت به گذشته بودیم. شاهد ظهور نسلى كارآفرین و توانا بودیم. كه نه تنها كارهاى بزرگ در میهن اسلامى انجام مى داد، بلكه پیام آور آفرینندگى و خلاقیت در كشورهاى دیگر بود و مورد استقبال ملتها و دولتها قرار گرفت تا از توان دانش ایرانى در جهت بهروزى دیگران نیز بهره بگیرد و پشتوانه استوار اقتصاد و اقتدار ملى باشد. برآمدن بنگاه هاى بزرگ اقتصادى در نفت، در پتروشیمى، در گاز، در صنعت، در سدسازى، در كشاورزى و سایر رشته ها پشتوانه محكمى را براى اقتصاد مطمئن آینده ما فراهم آورد. در بسیارى از شاخه ها و شعبه ها راه خودكفایى را پیمودیم، رشد موزون صنعت و كشاورزى آینده امیدبخش را به ما نوید مى دهد. پایین آمدن نرخ بیكارى در سال 83 تا میزان 3/ 10 درصد با وجود افزایش جمعیت جوان، افزایش جوان تحصیل كرده و مطالبه كار بالاتر و باكیفیت تر نشانه این است كه راه را به درستى پیموده ایم. در سال 83 نرخ بیكارى 21 درصدى جوانان به 7/ 18 درصد كاهش یافت و نرخ بیكارى 2/ 21 درصد زنان به 9/ 17 درصد پایین آمد.

جذب و جلب سرمایه و دانش و فن آورى خارجى در عین عزت نفس، ایجاد وزارت رفاه و تدوین نظام جامع رفاه اجتماعى، افزایش صادرات غیرنفتى و بالا رفتن سهم صادرات صنعتى نسبت به صادرات سنتى، همگى نوید بخش آینده اى بهتر است و همانگونه كه بارها گفته ام بدون هیچ مبالغه اى امروز ایران در مرحله خیز توسعه دانایى محور قرار گرفته است، اما این همه به معنى نبود مشكلات نیست، هنوز بیكارى در جامعه ما درد بزرگ ماست. تورم دو رقمى بخصوص بر جوامع و طبقات كم درآمد جامعه ما فشار مى آورد، هدفمند نشدن یارانه ها مشكلات بزرگى را براى اقتصاد ما پدید مى آورد و جلوى توزیع عادلانه امكانات را براى آنانكه بیشتر شایسته تر و درخورترند، مى گیرد. عدم موفقیت مطلوب در ساز و كار جلوگیرى و پیش گیرى از حوادث تلخى نظیر زلزله و سیل و سایر آنكه كشور ما یكى از مراكز آن است، باز هم از مشكلات ماست. تهدیدها و فشارهاى خارجى براى جلوگیرى از رشد سریع موزون ایران و تبدیل آن به قدرتمندترین كشور مردمسالار و صلح خواه منطقه مشكل دیگر ماست، اما همه اینها با بیدارى و حضور مردم قابل رفع و دفع است. آشكار شدن آثار اصلاحات بنیادین اقتصادى، ادارى، سیاسى و فرهنگى در سالهاى اخیر علیرغم همه جفاها، سیاه كارى ها و سیاه نمایى ها و بداخلاقى هاى بندى و جناحى و احیاناً نهادى، زمینه را براى آینده اى بهتر و روشن تر فراهم كرده است.

نباید نسب به آینده ایران آباد و آزاد و پیشرفته ناامید بود و بخصوص نسل جوان باید با امیدوارى و اعتماد به نفس در صحنه حضور بیابد و در این لحظات كه در آستانه انتخابات ریاست جمهورى هستیم فراهم آوردن زمینه حضور مردم در صحنه، انتخابات آزاد و مطلوب و حضور شاداب و انتخابگر مردم مى تواند ما را نسبت به آینده امیدوارتر نیز بكند. سپاسگزارم از خداوند مهربان كه آنچه را كه تحویل گرفته ام و همین جا از همه دولتهاى گذشته سپاسگزارى مى كنم، بهتر و پربارتر از گذشته به آیندگان تحویل خواهم داد. از آغاز گفته ام كه بنایم بر راستى و صداقت بوده است گرچه همیشه و همواره همه چیز را با شما نگفته ام ولى آنچه گفته ام راست بوده است و امروز اعتراف به نقص و كمبود و نارسایى و پوزش از مردم را نه باعث تنزل شأن دولت بلكه در جهت اهداف و سیاستهایى مى دانم كه بیان كردم كه دولتى كه از مردم قدرت را به عاریت گرفته است باید پیشگام و پیشتاز نقد پذیرى، تحمل و پاسخگویى باشد.

نكته ى دیگرى را مى خواهم دراینجا با شما مردم بزرگوار در میان بگذارم، امسال و سالهاى آینده سالهایى است كه نوروز با یكى از روزهاى محرم یا صفر مصادف است، محرم در تاریخ ملى ما نقش و جایگاه بزرگى دارد، نه تنها عاشقان و پیروان اهل بیت به محرم احترام مى گذارند، بلكه هموطنان عزیز ما از كلیمیان، مسیحیان و زرتشتیان نیز به محرم به عنوان رمز و راز آزادگى و آگاهى، احترام ویژه اى قائلند. محرم و صفر با حادثه حماسى عاشورا آغاز مى شود و با سالروز رحلت پیامبر بزرگوار اسلام و سبط بزرگ او امام مجتبى و فرزند نامدار او امام رضا پایان مى پذیرد.

اجازه بدهید تا درسى را كه از مكتب امام حسن مى توان آموخت در این لحظات حساس از زبان من بشنوید. به نظر من در اسلام و فلسفه زندگى اسلام آنگونه كه من فهمیده ام هدفدارى، خردورزى، عشق و تلاش جلاگر گوهر انسانیت است، پایدارى در راه هدف هنر مردان و زنان بزرگ است، انسان موجودى اجتماعى است در نتیجه هدف او نیز باید اجتماعى باشد. دنیا گریزى و دورى از واقعیت ها و ندیدن واقعیت هاى مادى و اجتماعى به همان اندازه مظلوم است كه دنیازدگى و غرق شدن در دنیا، بودن در این دنیا باید هدفهایى به تناسب این دنیا در آن انتخاب شود اما بودن در این دنیا به معنى هضم و حل شدن در دنیا نیست كه هستى بسى فراخ تر و گسترده تر از رویه پیداى هستى، یعنى دنیا است. اگر ما در دنیاى طبیعى زندگى مى كنیم و دنیاى طبیعى، دنیایى شدن تدریجى است و اگر انسان محدود به انواع حدود روانى، تاریخى، اجتماعى و فرهنگى است، اصلاح گرى یك هدف دائم براى یك انسان بزرگ است و هدف بزرگ پیامبران نیز اصلاح گرى بوده است، بزرگترین وجه اصلاح و صابرى به نظر من پافشردن برحق حرمت مردم برنتابیدن هیچ توجیهى براى دربند كردن و بدتر از آن تحقیر كردن انسان، هیچ انسانى نیست و خواستن برخوردارى براى همه مردم، آزادى در اندیشه، منطق در گفتار و قانون در رفتار از وجوه بارز اصلاحات و اصلاح گرى است.

درست است كه گاهى در بزنگاههاى اجتماعى و تاریخى لزوم انقلاب تردیدناپذیر است ولى بپذیریم كه انقلاب یك استثناء است در جهت هدف اصلى مستمر یعنى اصلاحات دائم، نمى توان مدعى اصلاحات بود و همواره بر روش هاى تند و برافنكانه تكیه كرد، قاعده در اصلاحات مدارا، شكیبایى و پایدارى است. بنابراین گاه نگفتن نه وادادگى، مدارا نه تسلیم و سكوت نه سكون و درهمه حال از نظر دور نداشتن هدف و پافشردن بر راه، شیوه درست اصلاح گرى است. زمانه داورى خواهد كرد كه گاه مداراهایى كه بدون گم كردن راه بوده است تا چه حد در ارتقاى معنوى و مادى جامعه مؤثر بوده است. نرمش قهرمانانه امام حسن بشریت را از مسخ شدگى در كانون خودكامگى خشن و تحریف اصلالت اسلام نجات داد تا حماسه عاشورا الگوى بیدارگرى و آزادگى براى همه انسان ها باشد در مسیر اصلاحات، برنامه داشتن، پرهیز از شتابزدگى و ناآرامى شرط ضرورى پیروزى است.

در پایان دست نیاز به درگاه بى نیاز دراز كنیم و بگوییم «یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل والنهار، یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الى احسن الحال»

پیروز و شادكام و سرافراز باشید

سید محمد خاتمى رئیس جمهوری اسلامى ایران

روز سیاه 12 فروردین، روز سبز 13 فروردین

29/03/2010

سهرابستان

با ورود آیت الله خمینی به ایران در 12 بهمن 1357 و تشکیل «کمیته استقبال»، اولین جرقه های اختلافات در بین صفوف انقلابیون پدید آمد. ریشه بسیاری از درگیریهای درونی نظام را می توان در اختلافات آنروز «کمیته استقبال» دانست. در کشاکش راه اندازی کمیته استقبال، انحصارطلبی شدید روحانیون جزم اندیش و متحجرین، چنان کام دیگر گروهها و دستجات فعال در انقلاب را تلخ نمود که تا مرز درگیری پیش رفتند.
طراحان تغییر حکومت در ایران، بویژه غربیها بخوبی می دانستند که چنانچه چند ماهی از ورود آیت الله خمینی به ایران بگذرد، انقلابیون آنچنان در اختلافات و درگیریهای داخلی فرو خواهند رفت که شعله انقلاب برای همیشه خاموش خواهد شد و نیروهای امنیتی و نظامی رژیم شاه، بجای مقابله با انقلابیون، ناچار می شدند که درگیریها و زدوخوردهای داخلی آنها را آرام کنند.
گرچه نام ژنرال هایزر بعنوان نماینده جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا، بعنوان تسریع کننده روند پیروزی انقلاب 57 بیشتر شنیده شده است، ولی در ماههای پایانی سال 57، دهها مسئول امنیتی رده بالای فرانسه و انگلیس و ایتالیا بهمراه انبوهی از مأمورین سرویسهای اطلاعاتی دیگر کشورهای غربی نیز در ایران بسر می بردند و نهایت تلاش را برای پیشبرد دکترین کارتر داشتند. کارتر مایل بود تا با پوشش طرح «دموکراسی برای خاورمیانه» حکومت ایران را تغییر داده و در حقیقت به نفت ارزان دست پیدا کند. اگر فقط سودهای نجومی و غیرقابل محاسبه نفت ارزان قیمت 11 دلاری در سالهای طولانی بعد از پیروزی انقلاب 57 را در نظر بگیریم، حاصل تغییر رژیم در ایران برای غرب یک شاهکار اقتصادی بود که اقتصاد شکننده آمریکا و غرب متأثر از خسارات جنگ دوم جهانی و در عین حال درگیر در جنگ سرد بسیار پرهزینه را، نجات داد.
ملت ایران به کام تباهی و تاریکی فرستاده شد تا اقتصاد غرب نجات پیدا کند.
ایده «رفراندوم جمهوری اسلامی» نیز زائیده هایزرهایی بود که مایل بودند به حکومت نوپای «جمهوری اسلامی» مشروعیت داخلی و بین المللی بخشیده و وجدان جهانی را با این «رفراندوم مصنوعی» آرامش ببخشند. در خصوص رفراندوم هم نظر مشاورین خارجی بر تسریع آن و برگزاری هر چه زودتر تا قبل از بروز اختلافات سهمگین داخلی بود. برای ایشان روشن بود که با گذشت زمان و فروکش کردن «شور انقلابی»، رسیدن به اجماع داخلی و برگزاری رفراندوم «تک انتخابی» ناممکن خواهد شد.
12 فروردین در حقیقت اولین چرخش جدی سران انقلاب بسمت استبداد و دیکتاتوری بود. سرانی که با رسیدن به قدرت، بیکباره همه وعده ها و قول و قرارهای خود را از یاد برده و «حفظ قدرت» برایشان امری مقدس شده بود، آنچنان مقدس که نه تنها «آرمانهای انقلاب» بلکه «اعتقادات دینی» نیز در راه آن قربانی شده و به مسلخ سپرده شدند.
آنچه در 12 فروردین 58 اتفاق افتاد نه تنها هیچ شباهتی به رفراندوم نداشت، بلکه در تعارض کامل با «انسانیت»، «دموکراسی»، «حقوق بشر» و حتی «اسلام» بود. نوعی کلاهبرداری و تقلب که به دروغ «رفراندوم» نامیده شده بود. از مردم خواسته شده بود که بین «جمهوری اسلامی» و «جمهوری اسلامی» یکی را انتخاب کنند. حتی برگه های این باصطلاح رفراندوم هم شیادانه در دو رنگ قرمز و سبز تنظیم شده بود و نه بصورت برگه ای که مردم بتوانند گزینه دلخواه خود بجز «جمهوری اسلامی» را در آن درج نمایند. مردم بر اساس اعتماد و خوش بینی مفرط و اعتقاد به خیرخواهی سران انقلاب، «رنگ سبز» را برگزیدند به این امید که سبزاندیشی و آبادانی و آزادی و دموکراسی و پیشرفت و رفاه از صندوقها بیرون بیاید، ولی شوربختانه، چوبه های دار و تحجر و ارتجاع و استبداد و تبعیض و غارت، حاصل اعتماد مردم به «رهبران» بود.
چنانچه روز 12 فروردین متعلق به ایام عید نبود، بحق می توانستیم آنروز را سیاهپوش شویم و بر سر «خائنین» فریاد برآوریم. در عوض می توان در 13 فروردین که روز طبیعت و سبزی است، با رفتن به دل طبیعت و شادمانی و ارج نهادن به سنتهای ایرانی، همبستگی ملی خود در راه دموکراسی و تنفر از استبداد و ظلم را بنمایش بگذاریم. از نظر حکومتی که هر «سنت غیر عَرَبی» حرام است، سیزده بدر نیز همانند چهارشنبه سوری و هفت سین و هر آنچه نماد شادمانی باشد «حرام» است و بهمین دلیل، وفاداری و احترام مردم به سنتها و آئین های ملی ایرانی، تودهنی محکمی به سیاه اندیشان و دشمنان ایران و ایرانی است.

احتمال استفاده اسرائیل از کلاهک‌های هسته‌ای علیه ایران

29/03/2010

مردمک

دن ویلیامز، نویسنده روزنامه امریکایی واشنگتن پست در یادداشتی به احتمال استفاده اسرائیل از کلاهک‌های هسته‌ای تاکتیکی اشاره کرده است.

او در این یادداشت نوشته است: اسرائیل که از ایرانی هسته‌ای می‌ترسد، تاکنون هرگز از احتمال استفاده از سلاح‌های هسته‌ای علیه این کشور سخن نگفته‌است.

اما اکنون یکی از اتاق‌های فکر معتبر اعلام کرده که کلاهک‌های هسته‌ای با خلوص رادیواکتیو کم ممکن است برای اسرائیل راهی باشد برای نابود کردن مراکز غنی سازی اورانیوم ایران که در قعر زمین و دور از دسترس ساخته شده‌اند.

وی با اشاره به تابوی 65 ساله‌ای که ضد استفاده از حمله‌های هسته‌ای و در این مورد مشخص، حتی ضد اندیشیدن به استفاده از حملات هسته‌ای وجود دارد، به گزارش جدید مرکز تحقیقات استراتژیک و بین المللی اشاره می‌کند که می‌گوید: عده‌ای معتقدند که سلاح‌های هسته‌ای تنها سلاح‌هایی هستند که می‌توانند هدف‌های بناشده در عمق زمین و یا در تونل‌ها را نابود کنند.

اما متخصصان دیگر هشدار می دهند که این سناریو بر پایه « افسانه حمله اتمی تمیز» بنا شده و ممکن است توجیه سیاسی‌اش بسیار پر خطر باشد.

دن ویلیامز از تحقیقی دیگر به نام « گزینه‌های برخورد با برنامه هسته ای ایران» نام می‌برد. در این تحقیق عبدالله توکان و آنتونی کوردسمن، تحلیلگران مرکز تحقیقات استراتژیک و بین المللی، با توجه به مشکل جت‌های اسرائیلی برای رسیدن به خاک ایران از احتمال استفاده از این کلاهک‌ها به جای سلاح‌های مرسوم نوشته‌اند.

در این گزارش 208 صفحه ای ذکر شده که می‌توان در عملیات هسته‌ای اسرائیل از موشک‌های بالستیک و موشک‌های کروز اقیانوس پیما بدون روبرو شدن با نیروهای هوایی ایران، استفاده کرد.

در این مقاله از اسرائیل به عنوان تنها صاحب زرادخانه هسته‌ای در خاورمیانه نام برده می‌شود؛ ولی مقامات این کشور درباره ظرفیت آن چیزی نمی گویند و تنها از نقش بازدارنده‌اش سخن می‌گویند. شیمون پرز رییس جمهور اسرائیل مدام تکرار می‌کند که اسرائیل اولین کشوری نخواهد بود که در منطقه از سلاح هسته‌ای استفاده خواهد کرد.

آقای ویلیامز، نویسنده مقاله در ادامه سخنان یک مقام رسمی و کهنه کار وزارت دفاع اسرائیل را نقل می‌کند که نمی‌خواهد نامش ذکر شود. او می‌گوید: حملات بازدارنده هسته‌ای در سنت سیاسی کشور جایی ندارد و این سلاح‌ها تنها برای آن که از آنها استفاده نشود، هستند.

حمله احتمالی امریکا به ایران

واشنگتن پست از شایعاتی در ایالات متحده خبر می‌دهد که بر طبق آن چه بسا خود امریکا برای جلوگیری از مسلح شدن ایران به سلاح‌های اتمی، به حمله هسته‌ای تاکتیکی علیه این کشور متوسل شود.

این روزنامه امریکایی به گزارش سال 2002 پنتاگون درباره مرور مواضع هسته‌ای اشاره می‌کند که به دست رسانه‌ها هم افتاد. در این گزارش لزوم ساخت یک کلاهک کوچک برای وارد شدن به سیستم‌های ساخته شده در قعر زمین اشاره می‌شود. در این گزارش از ایران به عنوان یکی از دشمنان بالقوه نام برده می‌شود که ممکن است دلیل قانع کننده یک حمله هسته‌ای را به امریکا بدهد.

اما آقایان توکان و کردسمن معتقدند که بسیار بعید است هر کدام از رییس جمهورهای امریکا اجازه استفاده از این سلاح‌های هسته‌ای را بدهند و یا به اسرائیل برای استفاده از آن چراغ سبز نشان دهند؛ مگر آن که کشور دیگری قبلا از آن سلاح‌ها علیه امریکا و یا متحدانش استفاده کرده باشد.

آنها می‌گویند که ایالات متحده مرکز هرگونه راه حل دیپلماتیک در بن بست ایران و تنها کشوری است که می‌تواند عملیاتی نظامی موفقیت آمیزی علیه ایران انجام دهد.

آقای ویلیامز در این مقاله به سخنان استانسفورد ترنر، رییس قبلی CIA اشاره می‌کند که می‌نویسد: چه کسی می‌تواند پیش بینی کند که اگر تابوی استفاده از سلاح‌های هسته‌ای شکسته شود چه خواهد شد؟ هدف ما باید کنترل کردن سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی باشد و نه تایید استفاده از آنها برای ساخت تعدادی بیشتر.

دن ویلیامز در ادامه سخنان رابرات نلسون استاد فیزیک دانشگاه پرینستون را نقل می‌کند که به شدت به این عقیده که سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی که در زیر زمین منفجر می‌شوند، خطرات کمتری را متوجه انسان و محیط زیست می‌کنند، می‌تازد.

او می‌گوید: این افسانه‌ای خطرناک است. در واقع انفجارهای هسته‌ای در عمق کم خسارات محلی بیشتری از انفجارهای در هوا و در سطح زمین به بار می‌آورند.

سخنان سام گاردینر، یک سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی امریکا که برای آژانس های مختلف در واشنگتن بازی‌های شبیه سازی صحنه جنگ اجرا می‌کند، در ادامه نقل شده است. وی معتقد است تصمیم اسرائیل برای استفاده از سلاح‌های غیر مرسوم علیه ایران بستگی به میزانی دارد که این کشور قصد دارد برنامه‌های هسته‌ای ایران را به تاخیر بیاندازد.

ویلیامز می نویسد: اسرائیل از تلاش‌های دنیا برای متوقف کردن ایران از طریق تحریم‌ها حمایت می‌کند. بعضی از متخصصان معتقدند که هر گونه حمله بازدارنده اسرائیل با هدف مجبور کردن دیپلمات‌های دنیا برای حل کردن یک بار برای همیشه مساله تهران خواهد بود.

مقاله با نقل سخنان گاردینر پایان می‌یابد که می‌گوید: اگر هدف اسرائیل تاخیری سه تا پنج ساله باشد، گمان می‌کنم که کاری بکنند تا افکار عمومی برای استفاده از آن سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی آماده شود.

او در ادامه می‌گوید: من فکر می‌کنم که هدف اسرائیل یک تاخیر یک ساله است که بدون سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی هم شدنی است.

اسامی و آخرین وضعیت 41 عضو دربند مجموعه فعالان حقوق بشر

29/03/2010

جرس:مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران طی اطلاعیه مطبوعاتی اسامی برخی از اعضا و همکاران بازداشت شده این مجموعه در ماه های اخیر را منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:

مجموع اقدامات نیروهای امنیتی حکومت ایران بر علیه مدافعان حقوق بشر و خاصه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از اواخر بهمن ماه آغاز و در 11 اسفندماه سال جاری اوج گرفت کماکان در جریان است، این اقدامات را که نهادهای امنیتی با عناوین پرطمطراق و زردی چون «مرصاد»، «شکست ارتش سایبری آمریکا»، «پروژه براندازی حقوق بشری» و امثالهم از آن یاد کردند، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با یک نام و آن نیز «سناریوی دستگاه امنیتی برای فعالان حقوق بشر» خواند و طی اطلاعیه ها و کنفرانس خبری به بررسی زوایای آن پرداخت.

مدیریت این پروژه که بر عهده سپاه پاسداران در تعامل با سایر نهادهای امنیتی است، در بندهای 2 الف سپاه و 209 اطلاعات در زندان اوین جاری است. افراد بازداشت شده در سراسر کشور به این زندان منتقل شده اند و پرونده های آنان در دادسرای مستقر در زندان اوین و به دور از امکان پیگیری خانواده و وکلای آنان مفتوح است.
اکثر بازداشت شدگان در سلولهای انفرادی، بدون حق تماس با خانواده، وکلا و در معرض بدرفتاری و شکنجه روحی و جسمی به سر می برند.
بنا برگزارشات دریافتی، افراد بازداشت شده شدیداً تحت فشار هستند تا ضمن پذیرش سناریوی جاری، در تداوم سناریوها و ویدئوهایی که بر علیه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از رسانه ملی! پخش شد در مقابل دوربین های تلویزیونی برای بیان مطالب خلاف واقع که در تمامیت آن فعالان حقوق بشر ایرانی را نشانه می گیرد حاضر شوند.
اسامی تاکنون محرز شده بازداشت شدگان «سناریوی دستگاه امنیتی برای فعالان حقوق بشر» به شرح ذیل است (لیست به روز خواهد شد) :

1.ابوالفضل عابدینی (روزنامه نگار) – اهواز
2.سید مهدی خدایی (فعال سابق دانشجویی) – تهران
3.محبوبه کرمی – تهران
4.نصور نقی پور (روزنامه نگار و وبلاگ نویس) – قزوین
5.بهزاد مهرانی (روزنامه نگار و وبلاگ نویس) – کرج
6.میلاد ابراهیمیان (دانشجو) – تهران
7.محمد رضا لطفی یزدی (دانشجو) – مشهد
8.عبدالرضا احمدی – تهران
9.صالح شلماشی – سنندج
10.مرجان صفری – تهران
11.راضیه عالمی (دانشجو) – تهران
12.مجتبی بیات – قم
13.سمیه اجاقلو – اصفهان
14.تهمینه مومنی – ساری
15.سید سلمان حسینی – تهران
16.سپهر صوفی – کیش
17.مراد حسن لو (دانشجو) – تهران
18.نفیسه مجتهدی – تهران
19.شعله منصوری – تهران
20.دانیال صبحی (دانشجو) – تهران
21.شراره صبحی – تهران
22.مصطفی پیرعباسی – تهران
23.احمد نجف زاده – تهران
24.داور عباسی – تهران
25.پوپک ناظمی (دانشجو) – تهران
26.حسین حسین زاده – تهران
27.سجاد عالم زاده – تهران
28.محلا معین زاده (دانشجو) – تهران
29.دکتر وحید احمد فخرالدین (وکیل پایه یک و استاد دانشگاه) – اهواز
30.شهرام شکوفاییان (کارشناس کامپیوتر) – تهران
31.نیلوفر محرابی (دانشجو) – تهران
32.مجتبی گهستونی (روزنامه نگار) – اهواز
33.دکتر محمد حسن یوسف پور سیفی (تهیه کننده و کارگردان) – تهران
34.درسا سبحانی – ساری
35.لاله حسن پور (وبلاگ نویس) – تهران
همچنین تعداد دیگری از فعالان حقوق بشر بازداشت شده که دارای تاریخ بازداشت متفاوتی هستند اما در این سناریو مورد بازجویی و در معرض اتهام قرار گرفته اند عبارتند از :

36.سما بهمنی – مهاباد
37.حامد عسگري (دانشجو) – تهران
38.احسان ثابت – تهران
39.رسول بداقی (فعال صنفی) – تهران
40.علیرضا فیروزی (فعال دانشجویی) – تهران
41.رضا اکوانیان (وبلاگ نویس) – یاسوج

بنا به گزارشات رسیده از میان بازداشت شدگان مربوط به این سناریو در حال حاضر اعتصاب غذای رسول بداقی (6 فروردین ماه سال جاری)، ابوالفضل عابدینی (11 اسفندماه 88 – زمان بازداشت) و لاله حسن پور (25 اسفندماه 88 – زمان بازداشت) محرز شده است.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران طی گزارشات و اطلاعیه های آتی به جزئیات بیشتری از سناریوی جاری و وضعیت افراد بازداشت شده که تنها به جرم فعالیت های انسان دوستانه در معرض خطر قرار گرفته اند خواهد پرداخت.

منبع: جرس

سیزده بدر؛ کم خطرترین فرصت برای جنبشِ سبز

26/03/2010

کمتر از یک هفته به سبزترین روز سال نمانده است. روزی که می توانیم با عملکرد سبزمان، جلوه ای از صبر و استقامت را به رخِ «آقا» و اطرافیانش بکشانیم. 13 بدر شدیداً فرصتِ مناسبی هست برای فعالیت جنبش سبز به دلایلِ زیر (که فقط به ذهنِ من می رسه و ایده های دیگران؛ قابل اضافه شدن):
1| اگر در 9 ماه گذشته؛ مناسبهایی را که جنبش سبز از آنها استفاده کرده؛ در نظر بگیریم، 13 بدر کم خطرترین مناسبتی است که مردم می توانند از آن استفاده کنند. اکثر تجمعات در خارج از شهر برگزار می شود و معمولاً تجمعات، خانوادگی هستند. از آنجا که حضور مردم متمرکز نیست و در سراسر جاده ها پراکنده است، امکان کنترل آن برای حکومت وجود ندارد. از طرفی، قدرت در جاده ها در دست مردم هست، چون امکان بازداشت وجود ندارد و در صورتِ برخورد نیروی انتظامی، بی نهایت سلاح برای دفاع (سنگ و کلوخ و …) وجود دارد و مردم می توانند گوشمالی جانانه ای به کودتاچیان دهند.
2| 13 بدر بهترین فرصت برای زنده کردن خاطرات قبل از انتخابات هست، روزهایی که همه با نماد های سبز و پوسترهای میرحسین و کروبی، به خیابان می آمدند و تا نیمه شب شادی می کردند. 13 بدر فرصتی است تا نمادهای سبز و پوسترهای سبز را علنی تر از قبل به نمایش بگذاریم و با اینکار روح امید و استقامت را در بین خودمان زنده نگه داریم. تا آنجایی که می توانیم، باید نمادهای سبز درست کنیم و به هر خانواده ای که در اطراف ما هستند، یک نماد هدیه کنیم.
3| 13 بدر یک فرصت استثنایی و بی نطیر برای جنبش هست تا به راهنماییِ میرحسین عزیز، مبنی بر گسترش آگاهی در بین همه یِ اقشار، جامه یِ عمل بپوشانیم. از آنجا که در این روز مردم احتمالاً با اهالی شهرهای کوچکِ اطراف و یا روستاها، ممکن است برخورد داشته باشند، بهترین فرصت برای پخش سی دی های سبز و یا بیانیه های میرحسین (چه بصورت سی دی چه چاپی)؛ پخش تقویم با مناسبتهای سبز (که جرس چند روز پیشه منتشر کرد)، پخش فیلمهای چهارشنبه سوری و یا حافظیه، فیلم کشتن ندا که شاید هنوز در روستاها و شهرهای کوچک دیده نشده و کلاً هر آنچه که به ذهنتان می رسد.
4| 13 بدر بهترین فرصت برای حمایت از زندانیان بی نام و نشان است، ما می توانیم با پخش اسامی زندانیان، کمترین کاری که می توانیم برای این عزیزان انجام دهیم. از طرفی، می توان شرح کشته شدن شهدای سبز را بصورت خبرنامه های کوچک تایپ و در آن رو پخش کنیم.
5| 13 بدر بهترین فرصت هست که تا می توانیم فیلم تهیه کنیم و به روی اینترنت منتشر کنیم و با اینکار روح استقامت بین مردم را افزایش دهیم. شعارهایِ اصلی جنبش مثلِ «رای من کو» یا «یا حسین میرحسین» یا «ایرانی می میرد، ذلت نمی پذیرد» یا «مرگ بر دیکتاتور» مثل خاری در چشم کودتاچیان است. بهترین فرصت برای سر دادن این شعارها در میان شادیهایمان و فیلم گرفتن از آنها همین 13 بدر است.
6| 13 بدر هم میتوان بصورت نمادین، پوسترهای دیکتاتور را به آتش بکشیم و از آنها فیلم تهیه کنیم و اینگونه نفرت خودمان را از این استبداد به همگان نشان دهیم.
7| در مکان هایی که بیشتر در دید هستند و امکان سنگ چینی وجود دارد، می توان شعارهای سبز را سنگ چینی کرد. اینکار نماد بسیار زیبایی از استقامت هست که می تواند با ذوق و هنرِ هر ایرانیِ سبز، شاهکاری ماندگار به جا بگذارد.
8| بهترین فرصت برای شعار نویسی بروی در و دیواره های خراب جاده همین 13 بدر است. جاده ها را می توانیم در این روز سبز کنیم.
9| دوستان تقریباً 2 ماه و چند روز دیگر به هفته یِ سبز یعنی: سالروز حضورِ آگاهانه یِ مردم پای صندوق رای و خلق حماسه یِ «نه» گفتن به اصلِ ولایت فقیه در 22 خرداد 88 و همچنین سالروز راهپیمایی همیشه جاودانه یِ مردم در 25 خرداد 88 برای برقراری دموکراسی، و همین طور 29 خرداد که خامنه ای حکم قتل مردم را صادر کرد و همچنین شنبه یِ خونین، باقی نمانده است. 13 بدر به دیگران یادآوری کنید که در این روزها در سال 89، یکبار دیگر پایه های این حکومت را باید به لرزه در آوریم.
مطمئناً خود مردم ایده های فراوانی دارند و ایمان دارم که خود مردم 13 بدر امسال را، مثل لحظه یِ تحویل سال در حافظیه، برای همیشه جاودانه خواهند کرد.
سبزترین روز سال را سبزتر از همیشه برگزار می کنیم.
امید، رساترین اعتراض ماست
سبز می مانیم تا آزادی … تا ابد